ماجراي حادثه اي که براي نادعلي همداني رخ داد و پس از 25 ماه منجر به مرگ ايشان شد

از ساعت دوازده و نيم ظهر پنجشنبه 21 دي ماه 1385 تا ساعت ده شب پنجشنبه 1 اسفند 1387


چند لينک جديد درباره بابا

http://adambarfiha.com/daily/?p=2136
http://www.ichto.ir/ardebil/tabid/5568/Default.aspx
http://www.ceerang.com/showthread.php?p=64914
http://www.bonyadeardabil.ir/

--------------------------------------------------------


-----------------------------------------------

بابا در اول اسفند 1387 پس از تحمل 25 ماه بيماري و سکوت به دليل ايست قلبي ما را ترک کرد و پس از 3 روز نگهداري در منزل وقتي برادرم از پاريس آمد پيکرش به بهشت زهرا قطعه هنرمندان رديف 149 شماره 25 تشييع شد.
نمي دانم چرا نمي توانم بيش از اين درباره شخصيتي به اين کمال بنويسم. شايد به اين خاطر که پدرم است.
در هر صورت جايش خيلي خاليست.
به زودي در سايت يک قسمت يادبود راه اندازي مي کنم که شما بتوانيد خاطرات خود را از نادعلي همداني در آنجا درج کنيد.
مقالات کوتاهي نيز از بابا هست که به مرور در سايت خواهم آورد.

ياد و خاطره اش گرامي باد
                                                                                                                           فرزاد همداني



---------------------------------

امروز، 24 اسفند 1387 از طرف خانه تئاتر مراسم بزرگداشتي براي بابا و چندي از هنرمندان تئاتر که در سال 1387 از دنيا رفته اند در سالن اصلي تئاتر شهر برگذار گرديد که در اينجا لازم است از آقايان دکتر صادقي و آقاي راد مديريت محترم عامل خانه تئاتر تشکر کنم.
 

مراسم گراميداشت 16 هنرمند برگزار مي‌شود

مراسم گراميداشت 16 هنرمند درگذشته تئاتر در آخرين شنبه سال 87 با حضور خانواده تئاتر در سالن اصلي مجموعه تئاترشهر برگزار مي‌شود.
به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين روز طي مراسم ويژه‌اي از سوي خانه تئاتر ياد و خاطره 15 هنرمند درگذشته سال 87 و همچنين استاد اکبر رادي گرامي داشته مي‌شود.
در اين مراسم که شنبه 24 اسفند برگزار مي‌شود، از اسماعيل داورفر، فرهنگ معيري، خسرو شکيبايي، اکبر رادي، محمدرضا کلاهدوزان، جواد خدادادي، مهدي اميني، احمد آقالو، رضا ارحام‌صدر، دکتر مهدي فروغ، مهري مهرنيا، نادعلي همداني، سيدعلي ميري و شهناز يوسفي و زندگي هنري‌شان تجليل خواهد شد.
اين مراسم ساعت 17 روز شنبه 24 اسفند در سالن اصلي مجموعه تئاترشهر برگزار مي‌شود.

 -----------------------------

بعضي لينک ها يي که درباره بابا نوشتند يا از سايت خود بابا کپي کردند:

http://www.abzord.blogfa.com/post-324.aspx

http://www.ibna.ir/vdcjtoet.uqex8zsffu.html

http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-234/8712042287095502.htm

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1812975

http://www.theater.ir/article.aspx?id=18301

http://www.ketabnews.com/detail-11103-fa-21.html

http://it-sat.net/forum/archive/index.php/t-122286.html

http://www5.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=365174

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8712040787

همانطور که می بينيد بسياری اطلاعات هستند که اشتباه هستند برای همين هم قسمت داستان حادثه را به سايت اضافه کردم

------------------------------

امروز سه شنبه 20 اسفند 1384 سنگ مزار بابا رو گذاشتند.

مراسم سوم بابا روز 6 اسفند در مسجدالنبي کارگر شمالي برگذار شد. مجلس خوبي بود. بسياري از دوستان قديمي بابا آمدند. دفتر يادبودي تهيه شده بود که بهضي از ميهمانان چيزهايي در آن نگاشتند که در صفحه يادبودي که در بالا گفتم خواهم آورد.

--------------------
اعلامیه ترحیم در روزنامه های ایران و اطلاعات:



--------------------


پیام تسلیت انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر به مناسبت درگذشت "نادعلی همدانی":

انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر در پی درگذشت "نادعلی همدانی" پیام تسلیتی
منتشر کرد.
متن کامل این پیام بدین‏ شرح است:
"
دکتر نادعلی همدانی در گذشت. چه سنگین است سایه مرگ در سال 87 بر سر هنرمندان. در واپسین روزهای این سال که بسیاری را در آن از دست داده‏ایم دست مرگ دستان پیر اهل قلم هنر نمایش نادعلی همدانی را نیز در دست خود گرفت.
همدانی این واپسین روزهای زندگی را با بیماری دست و پنجه نرم می‏کرد و این در حالی بود که بسیاری از مشتاقان همدم و مونس آثارش بودند. این قلم به دست دیار اردبیل، سال‏ها همکار ما در نشریات مختلف سالیان دور بود و هر آنچه از زندگی در چنته داشت در دل کلمات داستان‏ها و نوشتارهای مطبوعاتی جاری ساخت.
از این پیر رفته چندین عنوان داستان، مقاله پژوهشی و تألیفات متنوع تئاتری و ادبی باقی مانده که می‏تواند برای اهلش چراغ راه آینده باشد.
انجمن نویسندگان و منتقدان خانه تئاتر درگذشت این فرزانه را به اهالی مطبوعات و تئاتر ایران تسلیت می‏گوید
."

--------------------


مطلبی زیبا نوشته آقای نباتی مقدم در وبلاگ ایشان:
خبرهای بد هوار می شود سر آدم و آدم نمی داند چه بکند. قرار بود اتابک نادری برای بولتن جشنواره تئاتر اردبیل مطلبی درباره تاثیر نادعلی همدانی بنویسد. امروز صبح تماس گرفت و گفت : خبر داده اند استاد فوت کرده...آه. این هم از استاد همدانی عزیز. این استاد هم رفت و اردبیل و اردبیلی ها بی آنکه بدانند چه گوهر گرانقدری را از دست داده اند در فراموشی و انزوا و قدرناشناسی ماندند. حالا شاید کسانی دور هم جمع شوند و مجلسی بپا کنند اما چه سود. سه سال است پیگیرم که برنامه ای در تجلیل از بزرگان ادب و هنر این دیار بر پا کنم اما مدیران به هواهای سیاسی و امیال غیر فرهنگی یا از زیر کار در می روند یا اصلن نمی فهمند اهمیت قضیه در چیست. استاد همدانی که رفت ُ فردا پس فردا آن دیگرها هم می روند و ما فقط حسرت خوار قدرناشناسی مان می شویم.

حالا اتابک دارد سوگ نامه برای استاد همدانی می نویسد. چیزی که قرار بود در باب تاثیر ترجمه ها و نگارش ها و آموزش های همدانی باشد در حوزه تاتر ُ تبدیل شد به نگارشی غمدار از هجرت همیشه گی نویسنده ای محجوب و محبوب.

نادعلی همدانی متولد ۱۳۱۲ در اردبیل بود. او مترجمی خوش ذوق و نویسنده ای خلاق بود که آثار فراوان و قابل توجهی در حوزه های مختلف به ویژه تئاتر بر جای گذاشته است. می توانید در سایت شخصی نادعلی همدانی با زندگی ، آثار و مقالات استاد آشنا شوید. نادعلی همدانی از تاثیرگذارترین روزنامه نگاران اردبیل به شمار می رود. او در خلال سال های دهه ۷۰ با انتشار مجله فخیم و متین و فرهنگی " تماشای زندگی " در اردبیل موج نوی روزنامه نگاری را به راه انداخت و موجب شد آثار گرانقدری در فضای مطبوعاتی اردبیل تولید و عرضه شود. او نشان داد که مدیرمسئولی و سردبیری مطبوعات باید دارای چه مشخصاتی باشد. مجله تماشای زندگی اینک از جمله منابع و گنجینه های ارزشمند مطبوعاتی ، تاریخی و ادبی به شمار می رود. / گفتگویی با استاد همدانی در روزنامه ایران /

روح عزیزش شاد.

نوشته شده در دوم اسفند 1387ساعت12:12توسط محمد باقر نباتی مقدم

http://www.abzord.blogfa.com/post-324.aspx

 ---------------------------------

 

در 23 شهريور سال 1387 بزرگداشتي برگذار گرديد که طي آن از بابا، آقاي ايرج راد و همچنين آقاي خورشيدي تجليل گرديد. البته متاسفانه بابا در بيمارستان لاله بستري بود و من مجبور شدم به جاي او پشت تريبون بروم. خيلي کار مشکلي بود چون من هرگز خود را در مقامي نمي دانستم که به جاي بابام صحبت کنم ولي بالاخره موفق شدم چند کلامي صحبت کنم. البته آقاي دکتر صادقي در باره بابا سخنراني بسيار زيبايي کردند که در همينجا از ايشان تشکر مي کنم.

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 


پيشگفتار

بالاخره صاحب سايت شدم؛ به همت پسرم فرزاد. اگر تاكنون نداشتم، گناه از بي خيالي خودم بود وگرنه پسرم مدت ها بود اصرارميكرد سايتي در اينترنت برايم بسازد. فكر مي كردم من كه هيچ فعاليت اجتماعي ندارم و اين گوشه نشسته ام و خودم را با ترجمه ونوشتن سرگرم مي كنم، چه نيازي به سايت و اي-ميل دارم؟                                ادامه 
 


رمـان هاي آشـپزخانه اي بـراي خـواننده هاي آشپزخانه اي
!

اين آشپزخانه ما هم،
پيش از آنكه“اوپن” بشود،كلي داستان داشت. اول اسمش مطبخ بود يعني محل طبخ، محل پختن غذا بود كه...
                                                                  ادامه

-----------------------

خبري خاطره انگيز! 

خبر مرگ شعبان بي مخ در روز28 مرداد1385راكه شنييدم، ذهنيتم بي اراده مرا به 53 سال پيش برگرداند:...
                                                                 
ادامه

-----------------------

تئـــــوريـــزاسيون، ضرورتي براي هويت بخشيدن به تئاتر ايران

 تئاترپديده ايست اساسا شهري و ظهورش، بصورت تراژدي، وابسته به تاريخ و تحول “سيته”(شهر) بود كه حتي برايش تماشاگر فراهم مي كرد.
..
                                                                 
ادامه

 

        


«
قوچاق نبي» منتشر شد

در دوره ديکتاتوري تزارها در روسيه ( همزمان با دوره قاجار در ايران) ظلم و ستم سراسر روسيه را پوشانده بود و ارباب ها، خان ها و بيگ ها در بيدادگري غوغا ميکردند. در اين عصر بود که قهرماناني از ميان فقيرترين مردم برخاستند و در برابر ظالمان قد علم کردند.

«نبي» يکي از اين پهلوانان حماسه ساز مردمي بود که از همان نوجواني در مقابل بيرحمي هاي اربابان شمال رود ارس ايستاد و از حقوق بيچارگان دفاع کرد آنچنانکه شاعران درباره اش ترانه ها ساختند و عاشيق ها آنها را با ساز خود در کوچه و بازار خواندند که ورد زبان مردم و لالايي مادرها شد.
قاچاق نبي يا همان قوچاق نبي محبوب مردم منطقه شد.
رمان «قوچاق نبي» شرح زندگي و مبارزات اين قهرمان مردمي است.

ناشر: انتشارات شيخ صفي - اردبيل

 

   
     



سرآغاز
زندگي نامه
آثار
آرشيو مقالات
تماس
یادبود

تمامي حقوق اين سايت براي خانواده نادعلي همداني محفوظ است